عکاسی پست مدرن

دیوید لوینتال جزو اولین عکاسان نسل خودش بود که جنبه ی زیبایی شناختی ساخت را به جای جنبه ی واقع گراییش بسط داد.بیش از ۲۰ سال است که اسباب بازی ها را در موقعیت هایی با ساختار استودیویی طوری چیده که تمثال های اسطوره های معاصر و نمادهای امریکایی را تقلید کرده و در هاله ای از شک قرار می دهد .
عکسهای رنگی بزرگی که وی با دوربین پولاروید خلق میکند به آدمکشهایش ابهت اغوا کننده ای می بخشد.با این همه لوینتال با کندوکاو در طبیعت چنین تصویر پردازی پراکنده ای به همان گونه که درسینما ، تلویزیون، کتب و مجلات است سعی در زنده کردن احساساتی حقیقی دارد که هر کدام از ما می توانیم برای یک دنیای کاملاً تصنعی قائل باشیم.

David-Levinthal-y-Garry-Trudeau.-Hitler-moves-East.-A-Graphic-Chronicle-1941-048-650x531
تجربه ی نگاه کردن به عکس های لوینتال مانند نگاه کردن به یک سری “عکس فیلم” است. تصاویری مجزا از یک فیلم که برای حداکثر تاثیر با دقت انتخاب شده و اشتیاق بینده را برای اطلاعات بیشتر بر می انگیزد. پدیده ای در حال رخ دادن است ، اما همانند تماشای یک فیلم از نیمه ی آن حس مبهمی وجود دارد که انگار سرنخ اصلی را از دست داده ایم . نکته ی جالبی است اما به طرز حسرت انگیزی باید به لحظه ی گذرا اکتفا کنیم و خودمان نتیجه گیری نماییم.

Hitler Moves East: A Graphic Chronicle, 1941-43 by David Levinthal and Garry Trudeau, published by powerHouse Books
طی دهه ی ۱۹۸۰ لوینتال به عنوان یکی از افراد گروه عکاسان “پست مدرن” پدیدار شد که از “واقعیت مشاهده شده” پرهیز کرده و در عوض از پتانسیل عکاسی برای ساختن و دوباره خلق کردن دنیا با ساختار استودیویی اغلب با استفاده از اسباب بازیهای مینیاتوری بهره برداری کرد.
لوینتال اولین داستان اسباب بازی خود را در سال ۱۹۷۲ به عنوان یک دانشجوی فارغ التحصیل با همکاری گری ترودو، کاریکاتوریست “دونربری” و همکلاسی خود خلق کرد.در حالیکه شبها تصاویر جنگ ویتنام نمایش داده میشد، آن دو یک مستندعکاسی بدلی از هجوم آلمانیها به روسیه در سال ۱۹۴۱به وجود آوردند.همانند پسربچه ای غرق در بازی لوینتال سربازان ۸ سانتی متری را در توده هایی از آرد دفن کرده، ماکت های بمب افکن را به آتش کشیده و از آنها در حال انهدام عکاسی می کرد.ترودو می گوید: او از هیچ اقدامی فروگذار نمیکرد از جمله به آتش کشیدن فرش اتاق نشیمن اش!

levinthal_hitler
کتاب هیتلر به شرق میرود طی آخرین مرحله ی جنگ ویتنام ساخته شد.هر چند تصاویر مستند_ساختگی لوینتال، آن وحشت آشفته ی ویتنام را ندارند. ما در این مجموعه با یک نوستالژی قوی و متانتی نیمه محو برای جنگی ساده و آرام روبه رو هستیم.سربازها از دنیایی رؤیایی که در انتهای گذشته ای خیالی قرار داشته و از درون فیلم های سینمایی به بیرون رانده شده اند. درحالیکه دو سرباز سوار موتور شده اند و بی امان وارد چشم انداز یخ زده ای می شوند که در آن آرد جانشین برف شده ترکیبی متزلزل از خطاهای حسی و ساختگی وجود دارد.

David-Levinthal-from-HItler-Moves-East-1975-77-mn5d41
اما هنر لوینتال درباره ی ایده ها نیست.ایده ها در دومین یا سومین مرحله ی عکس العمل تسبت به آثارش قرار دارند.اولین مرحله در کار او احساس است.احساس خالص بهت زدگی و سردرگمی.نتیجه ی آن کلاه خودهای المانی در “هیتلر به شرق میرود” می باشد.از آنجایی که کلاه خودها اسباب بازی هستند نا قص می باشند.یک کلاه خود آلمانی واقعی شیء ترسناکی است.تفنگها کوچک هستند ، آتش ها کوچک است و جنگ کوچک است.جمله ی مارین مور به ذهن می آید: “هیچ جنگی نبوده که درونی نباشد.”او اسباب بازی هایش را می چیند و بقیه ی کارها را آنها به عهده می گیرند.

2661656046_58961b6b78
دیگر عکاسان نسل لوینتال از جمله سیندی شرمن به تاثیر کتاب “هیتلر به شرق می رود” در راندن عکاسی از سبک مستند دهه ی ۱۹۶۰ به سمت و سوی ارتباطی بازیگوشانه تر و ساختگی تر با دنیا شهادت داده اند. این کتاب در میان هنرمندان جوان دارای اعتبار فرقه ای شد. از آن زمان تا کنون تصاویر نمایشی و ساختگی برعکاسی هنری تسلط پیدا کرده اند. در یک بازنگری انتشار آن را می توان نقطه ی عطف حرکتی که با نام “عکاسی پست مدرن” می شناسیم پنداشت.
در مجموعه ی بعدی “عاشقانه ی مدرن” لوینتال از سربازان شکست خورده به سمت زنان مستأصل حرکت کرد که در شماره ی بعدی به آن خواهیم پرداخت .
مجموعه ی عکاسی شده ی هیتلر به شرق میرود.

منبع: حرفه؛ هنرمند

نشریه ی هنرهای تصویری

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*